روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد...

و مهربانی،

دست زیبایی را خواهد گرفت..

و من آنروز را انتظارمی کشم..

حتی روزی که نباشم...


احمد شاملو

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 20:49  توسط بهار | 
فردا مگر چه چیزی برای سگ زیرک و دور اندیشی که استخوان را زیر شن های بی نشان بیابان دفن میکند و خود به دنبال حجاج به شهر مقدس میرود به ارمغان خواهد آورد.آیا ترس از نیاز خود نیاز نیست؟ آیا ترس از تشنگی هنگامی که چاه فرد تشنه پر از آب است چیزی جز تشنگی سیراب نشدنی است؟؟!!


جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 20:39  توسط بهار | 
دلم گرفته است...

دلم گرفته است....

به ایوان میروم و انگشتانم را به پوست کشیده شب میکشم...!

چراغ های رابطه تاریکند..

چراغ های رابطه تاریکند...

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد...!

کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد..!

پرواز را بخاطر بسپار..!

"پرنده مردنی است"


فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1392ساعت 18:4  توسط بهار | 
در خواب های کودکی ام

هر شب طنین سوت قطاری، از ایستگاه می گذرد...

دنباله ی قطار انگار هیچ به پایان نمی رسد

انگار...

بیش از هزار پنجره دارد...

و در تمام پنجره هایش..

تنها "توئی" که دست تکان می دهی!


قیصر امین پور


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 23:39  توسط بهار | 
بی حس شده ام از درد

فقط گاهی خط اشکی میسوزاند صورتم را....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 23:28  توسط بهار | 

سرو خرامان منی ، ای رونق بستان من...



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 19:43  توسط بهار | 

گاهی باید دروغ را راست پنداشت

و گاهی راست را دروغ،

بی "فریب خوردن" زندگی سخت است...


فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 20:47  توسط بهار | 
زیر درخت به

از دامن بهار یک دکمه ی خالدار

کنده شد افتاد روی خاک

شد یک فولکس واگن قرمز متالیک

برگشت زیر درخت به

بهار را زیر گرفت!


کتاب بفرمایید بشینید صندلی عزیز

اکبر اکسیر

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 20:37  توسط بهار | 
یاد تو حس قشنگیست که در دل دارم

چه تو باشی

چه نباشی!

نگهش می دارم...


"تقدیم به همه ی دوستان عزیزم"

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 20:18  توسط بهار | 

شاید دنیا "تویی و من"

و نام ما مهم نیست در جریده عالم

با حروف درشت چاپ شود

همین که جانانه بر لبی جاری شود

تا ابدیت خواهد رفت....


عباس صفاری

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 0:21  توسط بهار |